تبليغاتX
 بنام یکتای عالم

 

معرفی کتاب

 

با سلام به همه دوستان:

خیلی وقت بود میخواستم این کتاب رو معرفی کنم، متاسفانه تا حالا وقت نکردم.

یک کتاب کوچیک و به درد بخور که نزدیک 100 تا ضرب المثل ترکمنی همراه معادلهای فارسی، عربی و انگلیسی با نحوه تلفظ صحیح توش آورده شده.

نام کتاب: مثل های ترکمنی ( آتالار نقلی)

نویسندگان: نغیمه هوشمند، سارا دازی

ناشر: عشق دانش

البته چند تا از مثل ها رو ماهانه  تو وبلاگ میذارم (با اجازه قبلی از خانم هوشمند).


 

نوشته شده توسط کمال در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 ساعت 0:28 موضوع معرفی کتاب | لینک ثابت


یک هدیه از طرف من به تو....

 

داستان هدیه

اثر: دکتر اسپنسر جانسون

 

هدیه ای بجا و بموقع از نویسنده کتاب چه کسی پنیرم را جابجا کرد!

 

داستان هدیه

 

        داستانهای دکتر اسپنسر جانسون که اکثرا حقایق ساده را بیان می کنه زندگی و کار میلیونها نفر از خوانند گان را در سر تا سر جهان متحول و دگرگون کرده. اکنون دکتر جانسون کتابی نوشته که داستان خردمندانه آن منبع الهام و راهنماییهای عملی و مفید برای این دوران پر آشوب و آشفته است.
        این هدیه بهترین هدیه ای که شما می تونید دریافت کنید، اگر باور نمی کنید، یه بار کتاب رو با حوصله و بصورت کامل مطالعه کنید تا متوجه حرفهای من بشید...

ازلینک زیر متن کامل کتاب رو دانلود کنید

 

متن کامل داستان هدیه(pdf)

 


 

نوشته شده توسط حبیب در سه شنبه 19 تیر1386 ساعت 1:41 موضوع معرفی کتاب | لینک ثابت


شازده کوچولو

 

شازده کوچولو 

اثر: آنتوان دوسن تگزوپه ری

( Antoine de Saint-Exupery )

ترجمه: احمد شاملو

 

شازده کوجولو

     

   می دونم که علاقه ی اشخاص مختلف یکسان نیست و هرکس علاقه های خاص خودش رو داره برا همین مطمئین نیستم که شما از داستان شازده کوچولو خوشتون بیاد یا نه! اما مطمئنم اون کسانی که دوست دارن لحظه ای، خاطرات کودکیشون براشون زنده بشه از این داستان خوششون خواهد آمد. برای اینکه کار شما رو راحت تر کنم چندتا از جملات قشنگ این کتاب رو براتون گلچین کردم تا در صورتیکه خوشتون اومد متن کامل داستان رو از طریق لینکی که در زیر قرار دادم بخونین.

 

چند جمله از کتاب شازده کوچولو:

- یک روز 43 بار غروب آفتاب را تماشا کردم! و کمی بعد گفت: خودت که می دانی...وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب لذت می برد.

- اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرورها ستاره فقط یک دانه ازش هست واسه احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید: گل من یک جایی میان آن ستاره هاست.

- آن روزها نتوانستم چیزی بفهمم. می بایست روی کرد و کار او درباره اش قضاوت می کردم نه روی گفتارش...عطر آگینم می کرد. دلم را روشن می کرد. نمی بایست ازش بگریزم. می بایست به مهر و محبتی که پشت آن کلک های معصومانه اش پنهان بود پی می بردم. گل ها پرند از این جور تضادها. اما خوب دیگر، من خام تر از آن بودم که راه دوست داشتن را بدانم.

- شهرزاد کوچولو رو سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد. گفت: به خودم می گویم ستاره ها واسه این روشن اند که هر کسی بتواند یک روز مال خودش را پیدا کند!...

 

لطفا برای دریافت کل متن داستان در لینک زیر کلیک کنید.

 

متن کامل شازده کوچولو

 


 

نوشته شده توسط حبیب در پنجشنبه 14 تیر1386 ساعت 21:14 موضوع معرفی کتاب | لینک ثابت